مجموعة مؤلفين

244

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )

يك شنبه 7 شهر ذيحجه : صبح زود برخاسته زيارت مشرف شده مراجعت به منزل [ نموده ] . جناب حاجى سيد عبود آمده ، يك نفر هندى ، تفنگ مكنزى داشت ، آورد كه بفروشد معامله نشد . شخص عربى ، اسب كرندى داشت ، آمد منزل بنده ، اسب را هم آورد ولى دست‌هاى اسب ضايع بود ، سينه گير بود اگر اين عيب را نداشت سيصد تومان قيمت داشت ، صاحبش هشت ليره مىگفت ، من چهار ليره دادم ، نداد . جناب حاجى سيد هاشم هم تشريف داشت ، صحبت از جنگ ژاپن و اروس « 1 » به ميان بود . نزديك ناهار صاحب اسب و صاحب تفنگ برخاسته رفتند ، ناهار آوردند خورشت كنگر داشتيم ، دراج هم داشتيم . بعداز صرف ناهار ، برخاسته زيارت مشرف شده ، ديدن حاجى ميرزا نصراله رفته . طرف عصر هم آمدند ، يدك و سوار از بنده گرفته ، استقبال جناب ممتحن السلطنه برده . [ افتادن طپانچه و معجزه امام حسين ( ع ) ] امروز ، در صحن حضرت امام حسين ( ع ) اتفاقى رخ داد كه طپانچه از دست عربى ميان دو سه هزار جمعيت خالى شد ، از بركت و معجز حضرت به كسى آسيبى نرسيد . تا دو سه ساعت از شب گذشته در صحن گرديده طرف مغرب ممتحن السلطنه با كالسكه تشريف آورد به منزل خود كه ترتيب داده بودند تشريف بردند يدك و اسب هاى مارا آوردند . [ 51 ] [ شب و روز عرفه در كربلا ] امروز هم دوشنبه 8 شهر ذيحجه است ، صبح زود برخاسته نماز خوانده حرم مشرف شده زيارت نموده به طرف منزل آمده ، يكى دو نفر از نوكرها [ را ] برداشته به ديدن جناب ممتحن السلطنه ايلچى رفته ، يكى دو ساعتى مشغول صحبت بوده ، قبل از ناهار برخاسته به منزل خود بياييم ، نگذاشت .

--> ( 1 ) . روسيه